در حیرتم. سوگوار، دل پرانده و دیده پر اشک... نای نوشتن ندارم... خون فرزندان عزیز این ملت صبور، خاک را سیرنوش کرده است. اینان امیدهای فردای این دیار بودند که در این خزان جانستان، جان عزیزترین فرزندان ملت ستانده شد و انبوه کبوتران عاشق وطن، غریبانه کوچیدند.
خون انبوه سیاووشان، خون فرزندان ایران، این فلات بلادیده را بیتاب کردهاست و چشم زلال چشمهها، خونبار است. دشتها داغدارند و بیرق سیاه عزا بر بامسرای این ملک برافراشته است.
شگفتا! دردا! این دیار را را چه شده است که در سرزمین زادگاه خرد، دانایی، مهر، رواداری خون ایرانی به دست ایرانی بر زمین ریخته میشود. شگفتا ما را چه شده است که نه در آن سوی مرز، که در خانه اجدادی خون هممیهن خویش میریزیم و حرمت نگهدار خون همنوع نیستیم و حق حیات که طبیعیترین حق هر انسان است را نقض میکنیم.
این غم جانکاه، این ماتم و داغ گران را محضر خانوادههای داغدار تسلیت عرض میکنم و با آن صنوبران دل شکسته همدردیم و برای همۀ مجروحین آرزوی سلامتی عاجل و کامل داریم.
