اين كهن بوم وبر با پيشينه بلندش ، زادگاه هنر و خرد و انديشه است،سرزمين رويشِ روشنِ فرهنگ و هنر ،
نياكان ما با الهام از ذوق هنريشان ،در بلنداي تاريخ منشاء تحولات و افتخارات فراواني بودهاند به گونهاي كه از پس ساليان ،هنوز تابناكي اين هنرها را شاهديم.
ادبيات نمايشي كه ريشه در تاريخ و فرهنگ و هنر اين سرزمين دارد در كنار ديگر آثار فاخر هنري توانسته است ذهن و زبان بيننده را تسخير كند و با جلوههاي گوناگوني كه دارد اثر بيشتري بر بيننده بگذارد.
دربين كردهاي خراسان كه از فرهنگ غني ودر خوري برخوردارندوتوانسته اند بافرهنگ پربار خودزلال چشمه ها ي فرهنگ رااز دل كوهساران هنر جار ي كننددونمايش ديرينه اجرا مي شده است.دونمايش "اسب چوبي "و"توره" از دير باز در اين خطه و در برخي نقاط كشورمان مرسوم بوده است. اين دو نمايش جلوهاي از هنر آفريني پيشينيان اين مردمند كه به رغم گذشت ساليان از آن شعلهي پر فروغ ،حال، پرتویی باقي مانده است و اگر همتی نباشد تا نسبت به احياء و حفظ اين دو نمايش اقدام گردد بي شك فردا بايد حسرت و اندوهي بلند بر ايمان باقي بماند.
آنچه امروز باعث دل مشغولی دلدادگان فرهنگ و هنر اين استان است فراموشي اين دو هنر در كنار ساير هنرهاي اصلي است كه در صورت عدم حمايت متوليان فرهنگي و عدم فرهنگ سازي به منظور ترويج دوبارهشان براي هميشه ، بايد چشمها را بر اين زيبا هنرها بست.
اسب چوبي:
اسب در دنياي اساطيري ايرانيان حيوان نقش آفرين بوده است در كشاكش جنگها و رزمها اسب در كنار پهلوانان حضور داشته است و اسب چالاك رهواري براي رهاييِ هموارهيِ يك پهلوان يا قهرمان بوده است.
بيشك « اسب چوبي» امروز كه در شمال خراسان و برخي مناطق همچون سبزوار و كاشمر هم در مناسبتهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد ريشه در تمرين رزم و حماسه و ميهن دوستي دارد. كلاسِ در دسترس، درسِ جنگاوري، براي كودكاني بوده است كه صحنهي رزم را نديدهاند.
الف) پيشينهي اسب چوبي:
در پيشينهي اسب چوبي به اسطورههاي يونان ميرسد كه به اسب « تروا» معروف است داستاني در بين يونانيان مرسوم است كه ميگويند وقتي سربازان يوناني شهر « تروا» را محاصره كردند تا مدتهاي زيادي نتوانستند به دليل حفاظت شديدي كه از ديوار شهر ميشد به درون شهر راه پيدا كنند و ماهها پشت دروازههاي شهر به محاصره ادامه دادند بدون آنكه موفق به فتح آن شوند.
سرانجام براي نفوذ به شهر و شكستن محاصره به نقشهاي كه دختر فرمانده كشيده بود عمل كردند.
آنها يك اسب چوبي بسيار عظيم ساختند و آن را بعنوان هديهاي در جلوي دروازهي شهر گذاشتند و در دور دست پنهان شدند. ساكنان شهر غافل از اينكه درون اسب جنگجويان پنهان شدهاند آن را به داخل شهر خود آورده و به مناسبت ختم محاصره به جشن پرداختند. نيمه شب در حالي كه اهالي شهر خسته ،خواب آلود، از پا افتاده بودند جنگجويان از درون اسب بيرون آمدند و دروازهي شهر را گشودند و شهر را فتح كردند.
هر چند اين يك اسطوره است ولي به خوبي بيانگر نقش ارزندهي اسب چوبي در ياري رساندن به نيروهاي يوناني براي شكست يك دشمن است.
محقق گرانقدر آقاي « كليم ا... توحدي » در معرفي اسب چوبي آوردهاند.
« با نگاهي به اساطير ايران و روم در يافته كه نمايش « اسب چوبي» نيز مانند « تورغه » برگرفته از اشتراكات فرهنگي ايران و يونان و روم قديم بوده و نمادي از اسب چوبي « تروا» است كه در حدود 1200 سال پيش ازميلاد در محل « دار دانل » در كشور كنوني تركيه معروف به روم شرقي روي داد كه چون كردهاي ما در دوران باستان در نواحي مرزهاي غربي كشور با روميان هم مرز و در گير جنگ و نبرد بودهاند اين ميراث فرهنگي را به ارث بردهاند.
آقاي توحدي سپس ميآورد.
اما باز هم سئوال ديگر از كجا معلوم كه مبتكران نخستين اين اسب چوبي كردها نبوده و يونانيان بودهاند و به نام آنها در تاريخ ثبت شده است! چون يونانيان اهل قرتاس و قلم بودند و تاريخ و افتخارات فرهنگي خويش را نوشته و ثبت و ضبط ميكردند ولي بر عكس ايرانيان كمتر چيزي را
به نام خود مينوشتند»(1)
هر چه بايد پيشينهي اسب چوبي به كشور يونان ميرسد هر چند منشاء آن را يونان و اسطورههاي يوناني ميدانند ولي امروز اين نمايش بيشتر در خراسان و در برخي مناطق تاجيكستان و تركمنستان هم رايج است ولي بيشتر در خراسان شمالي اجرا ميشود. استاد محمد رضا درويش درباه منشاء اسب چوبي مينويسد:
«منشاء اين نمايش اگر چه در هالهاي از ابهام قرار دارد . مسلم است كه در اصل جنبهي آييني داشته و به مرور پيرايههايي بر آن افزوده شد و فرمهاي متنوعي از آن استخراج شده است. شخصيت اين نمايش نمادين هستند و داراي جنبههاي قوي حماسي و اسطورهاي » (2)
ب: كاركرد اسب چوبي:
اسب چوبي نمادي از ستم ستيزي و نبرد با دشمنان است. در نمايش « اسب چوبي» گاه دو سوار يا پيادگاني چوب در دست ،با سواره به چوب بازی ميپردازند. صحنه، صحنهي رزم است. چوب امروز شمشير فرد است. يادآور اين بيت مولوي عزيز كه :
غازي به دست پور خود شمشيرچوبين ميدهد
تا او در آن اوسـتا شـود گيـرد در روز غـزا
نمايش « اسب چوبي» آمادگي براي دفاع و تمرين رزم است. برانگيختن حس جنگجويي است تكرار و يادآوري رزم سرداران و پهلوانان و قهرمانان ديروز است كه ملك ودياري را سربلند نگهداشتند. « سبزواريها » و « كاشمري ها »که هنوز هم، اسب چوبي در برخي مناطق آنجا اجرا ميشود معتقدند آئين اسب چوبي مربوط به زمان مغول است. در گذشته خانوادهها از طريق بر پايي اين آيين نمايشي نه تنها پسران بلكه دختران خود را براي رزم آماده ميكردند و زنان و دختراني كه دركنارمردان به تماشاي اين نمايش مينشستندخوي دشمن ناهراسي دروجودشان زنده ميشده است
نمايش اسب چوبي با استفاده از موسيقي فولكلور به شكل موزيكال و معمولاً به همراه دهل و سرنا اجرا ميشده است. آواي دهل و سرنا ضرباهنگ جنگ و رزم بوده است.
در خراسان شمالي « عاشقها» كه اجرا كنندگان اصلي اسب چوبي هستند با چابكي خارق العادهاي كه دارند صحنهي رزم را در مقابل ديدگان انسان ترسيم ميكنند. از سويي چوب بازي و از سوي آواي دهل و سرنا از سواران اسب چوبي جنگاوران راستيني پديد ميآورد.
استاد كليم ا... توحدی ، با بيان خاطرهاي از روستاي او غاز كودكيهايش را با نمايش اسب چوبيِ عاشقهايِ آن سامان مرور ميكند كه چگونه كاروان عروس دچار حمله راهزنان ميشود و سواران حتی عروسِ كاروان دست به چوب يا همان شمشير ميبرد و به جنگ راهزنان ميشتابد و در وسط ميدان، كاروانيان اسب چوبي، با هم به نبرد ميپردازند و با شكست راهزنان شادي و شادماني و شعف در ميان تماشاچيان دو چندان ميشود .ايشان با بيان اين خاطره از اسب چوبي كاركردي حماسي و دفاعي ترسيم ميكنند.
همچنين در جشنوارهي پيران چنگي كه در سال 1379 در قوچان برگزار شد،دو گروه با اسب چوبي از شهر شيروان به اجراي نمايش پرداختند كه رهبري گروه بر عهده استاد « نايبعلي صحرا روشن» بود و در آنجا سواران با دو پرچم زرد و سفيد به جنگ پرداختند، گاه پيادهها به جنگ سواره ميآمدند و در نهايت سواره به جنگ سواره ای ديگر آمد، وقتي درفش زرد رنگ از دست پرچمدار افتاد بقيه به شكست تن دادند.
دقيقاً ترسيم جنگ ايرانيان و تورانيان، روايت راستين شاهنامه، صف آرايي دو سپاه در سپيده دم يا گرما گرم ظهر. محمد ناصري كارگردان نمايش آيين اسب چوبي از كاشمر معتقد است:
«اين نمايش در سطح استان خراسان راويان متعدد و مختلفي دارد اصل قصه در تمام گونهها و روايات يكي است اما حسب محيط و باورهاي مناطق مختلف استان در اجرا و نوع آهنگ و حركات دستخوش تغيير شده است»(3)
در مجموع ميتوان گفت اسب چوبي كه امروز هم در خراسان شمالي به زيبايي اجرا ميشود نماد رزم و دفاع است و اگر ديروز روايت شاهنامنهها بود امروز روايتِ ستيزِ سرخِ مردانِ نام آوري ، چون « سردار عيوض» و « ججوخان» است كه با شیهه ي اسب شان ، در دل درههاي فيروزه و درگز، مام ميهن عزيز را پاس داشتند و با سرخي خونشان سند سربلندي ايران را چون همهي شهداي پاكباخته امضاء نمودند.
ج: نحوه ساخت اسب چوبي :
در نمايش اسب چوبي با استفاده از سليقهي هنرمندان و بهرهگيري از تجربهي گذشتگان اسبي ساخته ميشود. براي ساخت اسب چوبي بر روي قطعات چوبهايي كه به شكل بدن و سر اسب ساخته ميشود پارچههاي نصب ميكنند تا يك نفر به راحتي در ميان آن قرار گيرد. معمولاً محل قرار گرفتن هنرمند دايرهاي شكل است و بقيهي قسمتها طوري طراحي ميگردد كه پاهاي هنرمند كمتر ديده شود و با پارچهها رنگارنگ و زيبايي اسب تزئين ميشود. با قرار گرفتن فرد در درون اسب چوبي دو بند كه به چوبهايي اسب وصل شدهاند بر روي شانههاي بازيگر قرار ميگيرند تا هنرمند در هنگام چوب بازي بتواند به ايفاي نقش بپردازد.
سر و تن اسب به وسيله چوبي، هنرمندانه به يكديگر وصل ميشود كه گردن اسب است و طوري طراحي و ساخته ميشود كه تعادل داشته باشد و سر و گردن اسب سنگيني نكند.
معمولاً پارچهها به سليقهي افراد انتخاب ميشود. بيشتر پارچهها براي پوشاندن چوبهاست تا اثرگذاري نمايش در ديد بينندگان كم نشود.
د: نحوهي اجراي نمايش اسب چوبي:
با قرار گرفتن هنرمند در ميان اسب و دو چوبي كه به دست ميگيرد و قرار گرفتن در ميانهي ميدان، آواي سرنا ودهل او را همراهي ميكند. حتي پیش از آمدن هنرمند سرنا و دهل نواخته ميشود با پديدار شدن يك سواره ،سوارهاي ديگر از راه ميرسد و گاه به همراه دو سوار، پيادگان چوب به دست هم، سوارههايشان را همراهي ميكنند. معمولاً هر گروه داراي يك پرچم است يا هر اسب يك رنگ دارد، معمولاً رنگهاي زرد، قرمز و سفيد انتخاب ميشود.
هنرمندان چوبها را تكان ميدهند، با زدن دو چوب كه يك هنرمند سواره در دست دارد و همراهي سرنا و دهل شكل حماسه به خود ميگيرد و آنگاه حماسي تر و هيجانيتر ميشود كه سواره ای ديگر هم با دو چوبي كه بر هم ميزند به هم نزديك ميشوند وآهنگ سرنا تندتروهيجانيترميشود.
دوسواره با چوبهاي كه در دست دارند نبرد را هنرمندانه آغاز ميكنند، تند و سريع و چابك چوبها فرود ميآيند،ترسيم يك نبرد واقعي ،نبرد ادامه مي يابد تا يكي شكست را بپذيرد و جالب اينجاست
كه چوبها بسيار محكم و هنرمندانه به هم بر ميخورند بي آنكه فردي آسیب ببيند.
اما اين هنرمندان چوب باز به هيات سواره درآمده كيانند؟
عاشقهاي هنرمند شمال خراسان كه از كودكي چشم بر كمانچه و دهل و سرنا و قوشمه گشودهاند و آنچه در دست داشتهاند ساز و چوبي براي هنرنمايي در چنين صحنههايي كه علاوه بر شمال خراسان در نيشابور هم ، رد پاي هنرمندان كُرد ايفاگر نقش اسب چوبي را ميتوان ديد.
استاد هوشنگ جاويد در روزنامهي همشهري از يكي از هنرمندان به نام شادروان « حسن پورعيديان» به عنوان يكي از اساتيد برجستهي اسب چوبي ياد ميكند كه مادرش از ايل كرمانج فرهادخاني(ايل گل محمد كلميشي)بوده است.و درمنطقهي نيشابور به زيبايي هنرنمايي ميكرده است.
در منطقه شمال خراسان ، عاشقهاي منطقهي« مانه سملقان» و منطقه « خانلق» شيروان به زيبايي نمايش اسب چوبي را اجرا ميكردهاند و از پيشينيان ميتوان به «حضرت قلي ، امان ا...، نياز علي، آقاخان عاشق» اشاره كرد.
در هنگام اجراي نمايش اسب چوبي زن و مرد به تماشا ميايستادند و معمولاً هنرمندِ ايفاگرِ نقش سوارهِ اسب چوبي ،چهرهاش بدون گريم بود. در نمايش اسب چوبي ،كمتر صحبت ميشود و بيشتر هنرنمايي است.
استاد محمدرضا درويش در كتاب « از ميان سرودها و سكوتها» درباره اسب چوبي مينويسد. « وجوه مشترك تمام اين اجراها، حضور نوازندگان سرنا و دُهل، رقصنده و ياچوب باز ،شمشير به دستِ داخل اسب چوبي می باشد اسبِ چوبي كه با پارچههای الوان و رنگين پوشيده و تزيين شده است. در برخي از اجراها يك غلام سياه با ظاهر وحركاتي مضحك حضور دارد و در برخي ديگر تعدادی رقصنده يا چوب باز ،گرد ا گرد اسب چوبي با او چوب بازي ميكنند».(5)
هـ- محل اجراي نمايش اسب چوبي:
نمايش اسب چوبي نوعي از نمايش خياباني است با اين تفاوت كه اين نمايش بيشتر در عروسيها و مراسمهاي خاص اجرا ميشود. زماني كه يك عروسي بر پا ميشود براي تنوع بخشيدن به عروسي و جلوگيري از يكنواختي آن و به منظور ايجاد روحيهي دشمن ستيزي نمايش اسب چوبي اجرا ميشود.
نمايش اسب چوبي معمولاً در فضاي رو باز وبا امكانات اوليه برگزار ميشود. « عاشقها » كه خالقان و هنرآفرينان اصلي اسب چوبي هستند با مهارتي كه دارند با پيكري نميه انسان و نيمه اسب در محيطي صميمانه كه حضور انبوه تماشاچيان زن و مرد و كودك و كهنسال را به همراه دارد به رزم و چوب بازي رو ميآورند.
در هنگام انجام نمايش اسب چوبي خانوادهي داماد و بعضاً عروس به فراخور حال خود هنرمندان را شاواش (شاد باش) ميكنند. اجراي نمايش اسب چوبي معمولاً شبهاست در برخي اوقات در پيش از ظهر هم اجرا ميشده است.
2- نمايش « توره »
يكي از يادگاران بي پيرايه نياكان اين مردم نمايش« توره» است . توره روايتگر بخشي از هويت و زندگي اين مردم است. توره زبان توده ها بوده زبان مردم ، مردم به ستوه آمده از نامهربانيهاي روزگار، توره بي پيرايه بود و به زبان خود مردم با واژههاي پرمغز و نيشدار كه توسط مردماني از جنس خودشان اجرا ميشد.
استاد محمدرضا درويش دربارهي نمايش « توره » مينويسد:
« در فرهنگ كرمانجي شمال خراسان توره به معناي نمايش و سياه بازي است. توره نمايشهاي طنزآلود و توام با موسيقي بود كه در گذشته در دو موقعيت مختلف اجرا ميشد. يكي در نورز وديگري در عروسي»(6)
توره يكي از انواع نمايشهاي آييني است كه به رغم گذشت ساليان متمادي همچنان در برخي مناطق به يادگار باقي مانده است.
اسماعيل حسين پور در مقالهاي با عنوان « توره نمايش از ياد رفته » در هفته نامهي اترك مينويسد:
« توره به خاطر حركات موزون و اجراي موسيقي و نزديكي به زبان مخاطبان اثرگذارترين هنرهاي فراموش شده در شمال خراسان است كه بامرگ كهنسالِ مردان ِ عاشق به فراموشي سپرده شده است و امروز به ندرت در برخي مناطق روستايي اجرا ميشود».(7)
عليرضا صمدي گفت وگو با روزنامه قدس درباره توره ميگويد:
« توره به مراسمي گفته ميشود كه در گذشته نه چندان دور ( تا همين سي سال گذشته) در مجالس شادي از جمله عروسي و اندكي قبل از آن در مراسم « خان بازي» و «ميرنوروزي» توره و عدهاي نوازنده كه به آنها عاشق گفته ميشده در شمال خراسان اجرا ميگرديد و بين كرمانج ها رايج بوده است».(8)
در مجموع ميتوان گفت توره ، ريشه در باور فرهنگ اين مردم دارد. از پرمغزترين نمايشهاي آييني كه متاسفانه امروز به دلايل گوناگون در حال خاموشي و فراموشي است.
الف: موضوع « توره »
موضوع نمايش توره جداي از زندگي مردم نيست. در آن روزگاران كه بزرگان هيچ انتقادي را نميپذيرفتند و هرچه ميخواستند بر سر رعيت ميآوردند، مردم نخواستند تنها خيره در حكم خان و حاكم باشند چون چشمهاي كه از درون صخرهاي راهي به بيرون مييابد، با بهرهگيري از هنر فاخر نمايش آييني و در قالب « توره » حرفهاي خود را به خان و حاكم ميرساندند، عميقترين مفاهيم از طريق اين نمايشهاي بي پيرايه به مردم منتقل ميشد و چون دارای درونمايه طنز وكنايه بود كمتر بر آشفتگي خان و حاكم و ديگر مخاطبان را در پي داشت و بيش از همه مردم از اين هنرنمايي لذت ميبردند و اساتيد اجرا كنندهي توره كه باز هم « عاشقها» بودند با تبحري در خور تحسين انبوهي دل را، با خود همراه ميكردند.
مولف كتاب « از ميان سرودها وسكوتها» با تكيه بر پژوهشهاي ارزندهي استاد كليما... توحدي در مورد موضوع توره آورده است.
« توره ،متن از قبل آماده شده نداشت و سرپرست گروه ، بنا به موقعيت مجلس و حال و هواي آن، موضوعي را انتخاب ونقش هر يك از اعضاي گروه را مشخص ميكرد.
محتواي نمايشهاي توره عموماً انتقادي و طنزآميز و بينشهاي نهفته در آن بيشتر متوجه بزرگان ايل و خوانين بود. تنها كسي كه از گزند طنزها و هجوهاي عاشقها در امان ميماند، ايلخاني بود. تورهها فقط مردم را سرگرم نميكردند، بلكه با طنزهاي خود و انتقاد از رفتار، كردار و گفتار قدرت مندان و تشويق رفتارها و گفتارهاي پسنديده، مردم را هدايت ميكرند.»(9)
همراهي موسيقي با اجراي نمايش توره آن را دلنشين ميكند. در توره قصههاي غم و شادي ، اميد و حسرتِ مردمداري و مظلوم ياوري ،جوانمردي و نيك رفتاري، دستگيري بي پناهان و ... همه در قالب نمايش ارائه ميشود و تلنگري است به ذهن همهي آدمياني كه بي غم و شادند تا ديگران را دريابند.
عليرضا صمدي هم در مورد موضوع نمايش توره بر اين باور است كه:
«ساخت توره براساس بداهه پردازي بوده و موضوع آنها درقالب نمايشهاي شاديآور جاي ميگيرد و جالبتر اينكه در ميان اين تورهها گاهي موضوعات انتقادي و هجو اشخاص نيز ديده ميشده است.
از تورههاي معروف كه هر روستايي كهنسال آن را به ياد دارد ميتوان از توره بُقُر ( مرد چاق) توره توقر و ّبيار ( نوكر و ارباب) نام برد».(10)
در مجموع ميتوان گفت نمايش توره طنز و انتقاد بود و موسيقي نقش فضاسازي را در هنگام نمايش برعهده داشت است. براي توضيح بيشتر درونمايه توره ،در قالب توره نوروزي و توره عروسي، بيشتر به موضوع پرداخته ميشود.
ب: شكل اجراي توره
اجراي نمايش توره بستگي به شرايط و موقعيت داشته است. علي عاقل واسماعيل حسين پور در مقالهي «عروسي كردهاي خراسان» كه در ماهنامه « مهاباد» به چاپ رسيده است بر اين باورند كه بيشتر تورهها در عروسيها اجرا ميشده است و نوشتهاند:
« حضور انبوه مردم در عروسي باعث ميشود عاشق ها (نوازندگان محلی) به اجراي ديگري در كنار موسيقي روي آورند اجراي توره كه نوعي نمايش طنرآميز است توره ،توسط عاشقها اجرا ميشد.»(11)
ولي استاد كليم ا... توحدي معتقدند علاوه بر توره عروسي، تورهي نوروزي نیز، در شمال خراسان رايج بوده است تورهي نوروزي ،در روزهای پايان اسفند و همزمان با رستاخيز خاك ،و رویش سبزهها ،روحي ديگر به مردم چشم انتظار بهار ميداد كه به تفصيل به اين دو شكل اجرا در نوروز و عروسي پرداخته ميشود.
تورهي نوروزي:
اجراي توره نوروزي پيش از آمدن عيد نوروز و پس از آن ، علاوه بر ايجاد زمينهي لازم براي شادماني مردم ، يك هدف و كاركرد بسيار مثبت داشته است و آن يادآوري ضرورتِ کمک به نيازمندان و مستمندان بوده است تا افراد دارا و ثروتمند بدانند، که در همسايگي شان چه چشم هايي که منتظر ياری گران هستند و هنرمندان توره باز، با ژرفنگري كه داشتند و با كنايه گويي های طنز خود ، از سويي ، با نكوهش افراد خسيس آنان را براي كمك به همنوعان مسكين خود بر ميانگيختند.
آنچه مربوط به تورهي نوروز ميآيد برگرفتهازكتاب ارزشمند «از ميان سرودها و سكوتها »است:
« شمال خراسان در روزهاي آخر اسفندماه شاهد توره بازی بود . در این روزها که نزدیک بهارو سال نو است مردم ایل ، تمایل بیشتری به شادي و نشاط داشتند. توره هاي نوروزي حاوي طنز بود و مجريان توره، مردم عادي، ايل بودند. دو یا چند نفر توره ميشدند و ضمن اجراي نمايش كوچه به كوچه و خانه به خانه حركت ميكردند و مردم نيز به دنبال آنها روان بودند. بر در هر خانه يا سياه چادري كه توره اجرا ميشد، صاحب آن ، هدايايي مانند شيريني، ميوههاي خشك شده ( برگه زردآلو، گردو و ...) و تخم مرغ و ... به تورهها تقديم ميكرد.
مردم نيز غالباً با رقصهاي دسته جمعي تورهها را همراهي و تشويق ميكردند . تورههاي نوروزی، در ميان ايل نشينان كرد شمال خراسان به اعتباري ، در حكمِ آئين نوروز خواني بود و مجريان آن ، در حكمِ نوروز خوانان و پيامآورانِ بهار بودند كه با طنز و شادي آمدن بهار را وعده ميدادند.»(12)
اجراي نمايش توره پيش و پس از سال نو ،گره زدن دو سال ،با لبخند به يكديگر بود. توره باعث ميشد حس نوعدوستي در وجود فرد زنده شود اگر سال قبل نتوانسته به ياري مردم بشتابد در سال جديد بتواند انسان اثرگذاري باشد. افشانده شدن بذر شادي دردل مردم آبادي توسط توره بازها نويد سالي لبريز لبخند و خوبی و خاطره براي مردمي بوده است كه با صداقت و پاكي بر زندگي لبخند ميزدهاند و با همهي نداشتنها حرمت عشق و محبت را به زيبايي حفظ ميكردهاند.
تورهي عروسي:
در توره عروسي عاشقها نقش آفرينان اصلی هستند. « توره عروسي ،توسط عاشقها اجرا ميشد عاشقها قديميترين واصليترين هنرمندان شمال خراسان هستند كه سازهايي چون سرنا، دهل،
قشمه، كمانچه و دايره مينواختند و از رقصندگان بنام شمال خراسان نيز محسوب ميشدند.
در قديم، هنرمندان ( اعم از عاشق، بخشي يا لوطي) از پرداخت ماليات معاف بودند اما تنها گروهي كه حق انتقاد داشتند و مجازات نمی شدند، عاشق ها و لوطيها بودند.
متن نمايش توره حاوي طنز و انتقاد بود كه توام با موسيقي به شكل محاوره و گفت گو ميان اجراكنندگان خوانده ميشد و موسيقي، نقش فضاسازي را در طول نمايش به عهده داشت. نوازندگان در كنار صحنه مينشستند و بنا به موقعيت قطعاتي را اجرا ميكردند. به ندرت ممكن بود كه در توره، آواز خوانده شود. به طور كلي خواندن آواز از وظايف عاشقها نبود.
تورهي عروسي معمولاً در عروسيهاي با شكوه اجرا ميشد زمان اجراي آن حدود نيمه شب ( به عنوان تنفسي در بين رقصها ) يا در ظهر روزي كه عروسي به خانه داماد برده ميشد و قبل از صرف نهار بود. عاشقها به جز اجراي موسيقي نمايش هر كدام نقشي را كه توسط سرپرست گروه به عهدهي آنها گذاشته ميشد اجرا ميكردند.توره فاقد متن از پيش آماده شده بود وسرپرست گروه بنا به موقعيت مجلس و حال وهواي آن موضوعي را انتخاب و نقش هر يك از اعضا را مشخص ميكرد.
محتواي نمايش توره عموماً انتقادي و طنز گونه بود. بينشهاي نهفته در طنزهاي توره بيشتر متوجه بزرگان ایل و خوانین بود كه ثروت زيادي داشتند، اما خسيس بودند و به تهيدستان كمك نميكردند، به مردم زور ميگفتند و اخلاق نیک انساني و اجتماعي را به درستي رعايت نميكردند.
با هر گفتار (نيشي ) كه تورهها در قالب طنز بيان ميكردند فريادشان و قهقههي مردم به هوا بر ميخاست.فردي كه هدف تورهها قرار ميگرفت معمولاً به نام خوانده نميشد.اين شخص اگر حضور داشت معمولاً مجلس را ترك ميگفت و در غير اين صورت نام او توسط عاشقها اعلام ميشد. توره فقط مردم را سرگرم نميكرد بلكه با طنزهاي خود و انتقاد از رفتار، كردار وگفتار زورگويان و تشويق رفتارها و گفتارهاي پسنديده مردم را هدايت ميكردند. اكنون تورههاي سرشناس شمال خراسان از ميان ما رفتهاند. اين هنرمندان گمنام با رفتن خود يك سنت ديرينه، ممتاز و منحصر به فرد را به زير خاك بردهاند »(13)
هنرمندان توره باز، از محيط ، براي اثرگذاري بيشتر بر بيننده استفاده ميكردند. آقاي عليرضا صمدي در اين خصوص ميگويند:
« توره بازها از آنچه كه در دست داشتند به عنوان ابزار و صحنه استفاده ميكردند. مثلاً از پالان چارپایان به جاي صندلي يا حتي تخت سلطنت و براي گريم از زغال و آرد استفاده ميكردند. اغراق در پوشيدن لباس يكي از ترفندهاي توره بازان براي خندانيدن بيشتر تماشاگران بوده به طوري كه در توره« بُقُر» اگر توره باز چاق بود، باز هم با گذاشتن متكا بر شكم و پشت او و پوشانيدن لباس گشاد او را چاقتر از حد معمول نشان ميدادند.»(14)
معروفترين استاد توره باز ميتوان از مرحوم حضرت قلي نام برد. از ديگر كساني كه در اجاي توره سرآمد بودند ميتوان به« حسينعلي عزيزی»،« آتو عاشق»،« نياز علي صحرا روشن»،« رمضان علي عزيزي» اشاره كرد كه همه اين هنرمندان دار فاني را وداع گفتهاند ولي هنوز« نایبعلي صحرا روشن» فرزند مرحوم« نياز علي» به همراه «شيرويه» و «حجي عاشق» توان اجراي توره بازی را دارند.
پايان سخن:
پاسداشت يادگار نياكان، بخشي از هويت و تاريخ ماست. دو نمايش « اسب چوبي» و « توره» بازتابي از زندگي ، افكار و اميد و آرمانهاي اجداد ما بودهاند كه در آن عصر، بي رسانه بودند به زيبايي توانسته بودند مخاطبان زيادي را گرد خويش جمع آورند.
سرنوشت غم انگيز دلدادگان هنر و موسيقي اين ملك ،چيزي است كه از ديده ها پنهان نيست، بسياري از اين هنرمندان كه عمري بار سنگينِ بخشي از فرهنگ و هنر این مردم را غمگنانه بر دوش كشيدهاند که در نهايت فقر و تنگدستي جان سپردهاند و برخی از بازماندگان این هنر ، افتخارآفرينانِ ديروز و امروز ، با مرارت روزگار را سپري ميكنند.
بي توجهي به آنها و هنرشان در ابتدا ريشه در عدم شناخت دقيق از آنها وهنرشان دارد. اگر امروز برخي عاشقها در نگاه برخي ،مطربان بي درد هستند چنين نيست، اينها روايت گران ِراستينِ بزم و رزم و حماسهها و مهرورزيهایِ شيرين ديروزند.
در مجموع به منظور حفظ و احياي اين دو نمايش اثرگذار موراد ذيل پيشنهاد ميگردد.
1- شناسايي هنرمندان توانمند در اجراي نمايشهاي اسب چوبي و توره
2- مستندسازي تصويری از هنرنمايي اين هنرمندان و توجه بيشتر رسانهها نظير صدا و سيما و مطبوعات وسايتها براي هنرمندان
3- تلاش براي رفع تنگناهاي مالي هنرمندان و رفع دغدغههاي شان به منظور هنرنمائي مطلوب
4- جهت دهي به هنرمندان به منظور پرداختن به سوژههاي اجتماعي امروزي
5- تحليل محتواي تورههاي پیشینِ هنرمندان و تاثيرآنها از نگاه مردم شناسي
6- برگزاري همايش و نشستهاي تخصصيتر با موضوع نمايشهاي آييني به خصوص اسب چوبي و توره
7- ارائه راهنمايي به دانشجويان استان به منظور تحقيق علمي در قالب پايان نامهها در مورد هنرنمايش و معرفي اسب چوبي و توره
8- ثبت اين دو اثر در ليست آثار معنوي از سوي مسئوولان
9- تشويق هنرمندان به اجراي نمايشها در عروسيها و مناسبتها و اعياد و حمايت مسئولان از اين امر
10- ايجاد فضاي مناسب به منظور هنرنمايي توره بازها در قالب نمايشهاي خياباني
11- برگزاري جشنواره ساليانه توره بازي و اسب چوبي
12- تجليل از پيشكسوتان هنرهاي نمايشی به خصوص دو نمايش ارزنده مذکور
اميد است با تلاش ستودني دلدادگانِ فرهنگهايِ بومي، شاهد روزهاي روشني براي فرهنگ و هنر
كشورمان باشيم. به قول اقبال لاهوري :
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان ***** هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز
نوشته:
اسماعيل حسين پور،كارشناس ارشد زبان وادبيات فارسي
سهراب قديمي،دانشجوي كارشناسي ارشد زبان وادبيات فارسي
منـابع:
1- توحدي، كليم ا...، معرفي نمايشهاي آييني، و بلاگ شخصي استاد كليم ا... توحدي
2- درويشي،محمدرضا، از ميان سرودها و سكوتها، موسسه ماهور، چاپ اول، 1380 تهران، ص158
3- صمدي، عليرضا، گفتگو با روزنامه قدس، خراسان، امروز، يكشنبه 17مرداد،1389، ص2
4-جاويد، هوشنگ،در سوگ استاد پورعيديان،روزنامه همشهري شنبه، 17/2/1383، ص هنر
5- درويشي، محمدرضا، از ميان سرودها و سكوتها، موسسه ماهور،چاپ اول 1380، تهران ص78
6- همان ص 260
7- حسين پور، اسماعيل، توره نمايش از ياد رفته،هفته نامه اترك شنبه 15ارديبهشت 1386،ص7
8- صمدي، عليرضا، روزنامه قدس... ص2
9- درويشي، محمدرضا، از ميان سرودها ... ص157
10- صمدي، عليرضا ، روزنامه قدس ، ص2
11- عاقل ، علي و ...، عروسي كردهاي خراسان، ماهنامه مهاباد، شماره 66، سال 1385، ص63
12- درويشي، محمدرضا، همان صص :76- 75
13- همان ص77
14- صمدي، عليرضا، همان ص2
