باران ببار...

فرهنگی ،اجتماعی و ادبی

"اسب چوبي  و توره، دو نمايش كهن در بين كردهاي خراسان"

اسماعیل حسین پور
باران ببار... فرهنگی ،اجتماعی و ادبی

"اسب چوبي  و توره، دو نمايش كهن در بين كردهاي خراسان"

 

اين كهن بوم وبر با پيشينه بلندش ، زادگاه هنر و خرد و انديشه است،‌سرزمين رويشِ روشنِ فرهنگ و هنر ،

نياكان ما با الهام  از ذوق هنري­شان ،در بلنداي تاريخ منشاء تحولات و افتخارات فراواني بوده­اند به گونه­اي كه از پس ساليان ،هنوز تابناكي اين هنرها را شاهديم.

ادبيات نمايشي كه ريشه در تاريخ و فرهنگ و هنر اين سرزمين دارد در كنار ديگر آثار فاخر هنري توانسته است ذهن و زبان بيننده را تسخير كند و با جلوه­هاي گوناگوني كه دارد اثر بيشتري بر بيننده بگذارد.

دربين كردهاي خراسان كه از فرهنگ غني ودر خوري برخوردارندوتوانسته اند بافرهنگ پربار خودزلال چشمه ها ي فرهنگ رااز دل كوهساران هنر جار ي كننددونمايش ديرينه اجرا مي شده است.دونمايش "اسب چوبي "و"توره" از دير باز در اين خطه و در برخي نقاط كشورمان مرسوم بوده است. اين دو نمايش جلوه­اي از هنر آفريني پيشينيان اين مردمند كه به رغم گذشت  ساليان از آن شعله­ي پر فروغ ،حال، پرتویی باقي مانده است و اگر  همتی نباشد تا نسبت به احياء و حفظ اين دو نمايش اقدام گردد بي شك فردا بايد حسرت و اندوهي بلند بر ايمان باقي بماند.

آنچه امروز باعث دل مشغولی دلدادگان فرهنگ و هنر اين استان است فراموشي اين دو هنر در كنار  ساير هنرهاي اصلي است كه در صورت عدم حمايت متوليان فرهنگي و عدم فرهنگ سازي به منظور ترويج دوباره­شان براي هميشه ، بايد چشم­ها را بر اين زيبا هنرها بست.

 

 

اسب چوبي:

اسب در دنياي اساطيري ايرانيان حيوان نقش آفرين بوده است در كشاكش جنگ­ها و رزم­ها اسب در كنار پهلوانان حضور داشته است و اسب چالاك رهواري براي رهاييِ همواره­يِ يك پهلوان يا قهرمان بوده است.

بي­شك « اسب چوبي» امروز كه در شمال خراسان و برخي مناطق همچون سبزوار و كاشمر هم در مناسبت­هاي مختلف مورد استفاده قرار مي­گيرد ريشه در تمرين رزم و حماسه و ميهن دوستي دارد. كلاسِ در دسترس، درسِ جنگاوري، براي كودكاني بوده است كه صحنه­ي رزم را نديده­اند.

الف) پيشينه­ي اسب چوبي:

در پيشينه­ي اسب چوبي به اسطوره­هاي يونان مي­رسد كه به اسب « تروا» معروف است داستاني در بين يونانيان مرسوم است كه مي­گويند وقتي سربازان يوناني  شهر « تروا» را محاصره كردند تا مدت­هاي زيادي نتوانستند به دليل حفاظت شديدي كه از ديوار شهر مي­شد به درون شهر راه پيدا كنند و ماه­ها پشت دروازه­هاي شهر به محاصره ادامه دادند بدون آنكه موفق به فتح آن شوند.

سرانجام براي نفوذ به شهر و شكستن محاصره به نقشه­اي كه دختر فرمانده كشيده بود عمل كردند.

آنها يك اسب چوبي بسيار عظيم ساختند و آن را بعنوان هديه­اي در جلوي دروازه­ي شهر گذاشتند و در دور دست پنهان شدند. ساكنان شهر غافل از اينكه درون اسب جنگجويان پنهان شده­اند آن را به داخل شهر خود آورده و به مناسبت ختم محاصره به جشن پرداختند. نيمه شب در حالي كه اهالي  شهر خسته ،خواب آلود، از پا افتاده بودند جنگجويان از درون اسب بيرون آمدند و دروازه­ي شهر را گشودند و شهر را فتح كردند.

هر چند اين يك اسطوره است ولي به خوبي بيانگر نقش  ارزنده­ي اسب چوبي در ياري رساندن به نيروهاي يوناني براي شكست يك دشمن است.

محقق گرانقدر  آقاي « كليم ا... توحدي » در معرفي اسب چوبي آورده­اند.

« با نگاهي به اساطير ايران و روم در يافته كه نمايش « اسب چوبي» نيز مانند « تورغه » برگرفته از اشتراكات فرهنگي ايران و يونان و روم قديم بوده و نمادي از اسب چوبي « تروا» است كه در حدود 1200 سال پيش ازميلاد در محل « دار دانل » در كشور كنوني تركيه معروف به روم شرقي روي داد كه چون كردهاي ما در دوران باستان در نواحي مرزهاي غربي كشور با روميان هم مرز و در گير جنگ و نبرد بوده­اند اين ميراث فرهنگي را به ارث برده­اند.

آقاي توحدي سپس مي­آورد.

اما باز هم سئوال ديگر از كجا معلوم كه مبتكران نخستين اين اسب چوبي كردها نبوده و يونانيان بوده­اند و به نام آنها در تاريخ ثبت شده است! چون يونانيان اهل قرتاس و قلم بودند و تاريخ و افتخارات فرهنگي خويش را نوشته و ثبت و ضبط مي­كردند ولي بر عكس ايرانيان كمتر چيزي را

به نام خود مي­نوشتند»(1)

هر چه بايد پيشينه­ي اسب چوبي به كشور يونان مي­رسد هر چند منشاء آن را يونان و اسطوره­هاي يوناني مي­دانند ولي امروز اين نمايش بيشتر در خراسان و در برخي مناطق تاجيكستان و تركمنستان هم رايج است ولي بيشتر در خراسان شمالي اجرا مي­شود. استاد محمد رضا درويش درباه منشاء اسب چوبي مي­نويسد:

«منشاء اين نمايش اگر چه در هاله­اي از ابهام قرار دارد . مسلم است كه در اصل جنبه­ي آييني داشته و به مرور پيرايه­هايي بر آن افزوده شد و فرم­هاي متنوعي از آن استخراج شده است. شخصيت اين نمايش نمادين هستند و داراي جنبه­هاي قوي حماسي و اسطوره­اي » (2)

ب: كاركرد اسب چوبي:

اسب چوبي نمادي از ستم ستيزي و نبرد با دشمنان است. در نمايش « اسب چوبي» گاه دو سوار يا پيادگاني چوب در دست ،با سواره به چوب بازی مي­پردازند. صحنه، صحنه­ي رزم  است. چوب امروز شمشير فرد است.  يادآور اين بيت مولوي عزيز كه :

غازي به دست پور خود شمشيرچوبين مي­دهد

                                                                                  تا او در آن اوسـتا شـود گيـرد در روز غـزا

نمايش « اسب چوبي» آمادگي براي دفاع و تمرين رزم است. برانگيختن حس جنگجويي است تكرار و يادآوري رزم سرداران و پهلوانان و قهرمانان ديروز است كه ملك ودياري را سربلند نگهداشتند. « سبزواري­ها » و « كاشمري ها »که هنوز هم، اسب چوبي در برخي مناطق آنجا اجرا       مي­شود معتقدند آئين اسب چوبي مربوط به زمان مغول است. در گذشته خانواده­ها از طريق بر پايي اين آيين نمايشي نه تنها پسران بلكه دختران خود را براي رزم آماده مي­كردند و زنان و دختراني كه دركنارمردان به تماشاي اين نمايش مي­نشستندخوي دشمن ناهراسي دروجودشان زنده مي­شده است

نمايش اسب چوبي با استفاده از موسيقي فولكلور به شكل موزيكال و معمولاً به همراه دهل و سرنا اجرا مي­شده است. آواي دهل و سرنا ضرباهنگ جنگ و رزم  بوده است.

در خراسان شمالي « عاشق­ها» كه اجرا كنندگان اصلي اسب چوبي هستند با چابكي خارق العاده­اي كه دارند صحنه­ي رزم را در مقابل ديدگان انسان ترسيم مي­كنند. از سويي چوب بازي و از سوي آواي دهل و سرنا از سواران اسب چوبي جنگاوران راستيني پديد مي­آورد.

استاد كليم ا... توحدی ، با بيان خاطره­اي از روستاي او غاز كودكي­هايش را با نمايش اسب چوبيِ عاشق­هايِ آن سامان مرور مي­كند كه چگونه كاروان عروس دچار حمله راهزنان مي­شود و سواران حتی عروسِ كاروان دست به  چوب يا همان شمشير مي­برد و به جنگ راهزنان مي­شتابد و در وسط ميدان، كاروانيان اسب چوبي، با هم به نبرد مي­پردازند و با شكست راهزنان شادي و شادماني و شعف در ميان تماشاچيان دو چندان مي­شود .ايشان با بيان اين خاطره از اسب چوبي كاركردي حماسي و دفاعي ترسيم مي­كنند.

همچنين در جشنواره­ي پيران چنگي  كه در سال 1379 در قوچان برگزار شد،‌دو گروه با اسب چوبي از شهر شيروان به اجراي نمايش پرداختند كه رهبري گروه بر عهده استاد « نايبعلي صحرا روشن» بود و در آنجا سواران با دو پرچم زرد و سفيد به جنگ پرداختند، گاه پياده­ها  به جنگ سواره مي­آمدند و در نهايت سواره به جنگ سواره ای ديگر آمد، وقتي درفش زرد رنگ از دست پرچمدار افتاد بقيه به شكست تن دادند.

دقيقاً ترسيم جنگ ايرانيان و تورانيان، روايت راستين شاهنامه، صف آرايي دو سپاه در سپيده دم يا گرما گرم ظهر. محمد ناصري كارگردان نمايش آيين اسب چوبي از كاشمر معتقد است:

«اين نمايش در سطح استان خراسان راويان متعدد و مختلفي دارد اصل قصه در تمام گونه­ها و روايات يكي است اما حسب  محيط و باورهاي مناطق مختلف استان در اجرا و نوع آهنگ و حركات دستخوش تغيير شده است»(3)

در مجموع مي­توان گفت اسب چوبي كه امروز هم در خراسان شمالي به زيبايي اجرا مي­شود نماد رزم و دفاع است و اگر ديروز روايت شاهنامنه­ها بود امروز روايتِ ستيزِ سرخِ مردانِ نام آوري ، چون « سردار عيوض» و « ججوخان» است كه با شیهه ي اسب شان ، در دل دره­هاي فيروزه و درگز، مام ميهن عزيز را پاس داشتند و با سرخي خونشان سند سربلندي ايران را چون همه­ي شهداي پاكباخته امضاء نمودند.

ج: نحوه ساخت اسب چوبي :

در نمايش اسب چوبي با استفاده از سليقه­ي هنرمندان و بهره­گيري از تجربه­ي گذشتگان اسبي ساخته مي­شود. براي ساخت اسب چوبي بر روي قطعات چوبهايي كه به شكل بدن و سر اسب ساخته مي­شود پارچه­هاي نصب مي­كنند تا يك نفر به راحتي در ميان آن قرار گيرد. معمولاً محل قرار گرفتن هنرمند دايره­اي شكل است و بقيه­ي قسمت­ها طوري طراحي مي­گردد كه پاهاي هنرمند كمتر ديده شود و با پارچه­ها رنگارنگ و زيبايي اسب تزئين مي­شود. با قرار گرفتن فرد در درون اسب چوبي دو بند كه به چوب­هايي اسب وصل شده­اند بر روي شانه­هاي بازيگر قرار مي­گيرند تا هنرمند در هنگام چوب بازي بتواند به ايفاي نقش بپردازد.

سر و تن اسب به وسيله چوبي، هنرمندانه به يكديگر وصل مي­شود كه گردن اسب است و طوري طراحي و ساخته مي­شود كه تعادل داشته باشد و سر و گردن اسب سنگيني نكند.

معمولاً پارچه­ها به سليقه­ي افراد انتخاب مي­شود. بيشتر پارچه­ها براي پوشاندن چوب­هاست تا اثرگذاري نمايش در ديد بينندگان كم نشود.

د: نحوه­ي اجراي نمايش اسب چوبي:

با قرار گرفتن هنرمند در ميان اسب و دو چوبي كه به دست مي­گيرد و قرار گرفتن در ميانه­ي ميدان، آواي سرنا ودهل او را همراهي مي­كند. حتي پیش از آمدن هنرمند سرنا و دهل نواخته مي­شود با پديدار شدن يك سواره ،سواره­اي ديگر از راه مي­رسد و گاه به همراه دو سوار، پيادگان چوب به دست هم، سواره­هايشان را همراهي مي­كنند. معمولاً هر گروه داراي يك پرچم  است يا هر اسب يك رنگ دارد، معمولاً رنگ­هاي زرد، قرمز و سفيد انتخاب مي­شود.

هنرمندان چوبها را تكان مي­دهند، با زدن دو چوب كه يك هنرمند سواره در دست دارد و همراهي سرنا و دهل شكل حماسه به خود مي­گيرد و آنگاه حماسي تر و هيجاني­تر مي­شود كه سواره ای ديگر هم با دو چوبي كه بر هم مي­زند به هم نزديك مي­شوند وآهنگ سرنا تندتروهيجاني­ترمي­شود.

دوسواره با چوبهاي كه در دست دارند نبرد را هنرمندانه آغاز مي­كنند، تند و سريع و چابك چوبها فرود مي­آيند،‌ترسيم يك نبرد واقعي ،نبرد ادامه مي يابد تا يكي شكست را بپذيرد و جالب اينجاست

كه چوبها بسيار محكم و هنرمندانه به هم بر مي­خورند بي آنكه فردي آسیب ببيند.

 اما اين هنرمندان چوب باز به هيات سواره درآمده كيانند؟

عاشق­هاي هنرمند شمال خراسان كه از كودكي چشم بر كمانچه و دهل و سرنا و قوشمه گشوده­اند و آنچه در دست داشته­اند ساز و چوبي براي هنرنمايي در چنين صحنه­هايي كه علاوه بر شمال خراسان در نيشابور هم ، رد پاي هنرمندان كُرد ايفاگر نقش اسب چوبي را مي­توان ديد.

استاد هوشنگ جاويد در روزنامه­ي همشهري از يكي از هنرمندان به نام شادروان « حسن پورعيديان» به عنوان يكي از اساتيد برجسته­ي اسب چوبي ياد مي­كند كه مادرش از ايل كرمانج فرهادخاني(ايل گل محمد كلميشي)بوده است.و درمنطقه­ي نيشابور به زيبايي هنرنمايي مي­كرده است.

در منطقه شمال خراسان ، عاشق­هاي منطقه­ي« مانه سملقان» و منطقه « خانلق» شيروان به زيبايي نمايش اسب چوبي را اجرا مي­كرده­اند و از پيشينيان مي­توان به «حضرت قلي ، امان ا...، نياز علي، آقاخان عاشق» اشاره كرد.

در هنگام اجراي نمايش اسب چوبي زن و مرد به تماشا مي­ايستادند و معمولاً  هنرمندِ ايفاگرِ نقش سوارهِ اسب چوبي ،چهره­اش بدون گريم بود. در نمايش اسب چوبي ،كمتر  صحبت مي­شود و بيشتر هنرنمايي است.

استاد محمدرضا درويش در كتاب « از ميان سرودها و سكوتها» درباره اسب چوبي مي­نويسد. « وجوه مشترك تمام اين اجراها، حضور نوازندگان سرنا و دُهل­، رقصنده و ياچوب باز ،شمشير به دستِ داخل اسب چوبي می باشد اسبِ چوبي كه با پارچه­های الوان و رنگين پوشيده و تزيين شده است. در برخي از اجراها يك غلام سياه با ظاهر وحركاتي مضحك حضور دارد و در برخي ديگر تعدادی  رقصنده  يا چوب باز ،گرد ا گرد اسب چوبي با او چوب بازي مي­كنند».(5)

هـ- محل اجراي نمايش اسب چوبي:

نمايش اسب چوبي نوعي از نمايش خياباني است با اين تفاوت كه اين نمايش بيشتر در عروسي­ها و مراسم­هاي خاص  اجرا  مي­شود. زماني كه يك عروسي بر پا مي­شود براي تنوع بخشيدن به عروسي و جلوگيري از يكنواختي  آن و به منظور ايجاد روحيه­ي دشمن ستيزي نمايش اسب چوبي اجرا مي­شود.

نمايش اسب چوبي معمولاً در فضاي رو باز وبا امكانات اوليه برگزار مي­شود. « عاشق­ها » كه خالقان و هنرآفرينان اصلي اسب چوبي هستند با مهارتي كه دارند با پيكري نميه انسان و نيمه اسب در محيطي صميمانه كه حضور انبوه تماشاچيان زن و مرد و كودك و كهنسال را به همراه دارد به رزم و چوب بازي رو مي­آورند.

در هنگام انجام نمايش اسب چوبي خانواده­ي داماد و بعضاً عروس به فراخور حال خود هنرمندان را شاواش (شاد باش) مي­كنند.  اجراي  نمايش اسب چوبي معمولاً شب­هاست در برخي اوقات در پيش از ظهر هم اجرا مي­شده است.

2- نمايش « توره »

يكي  از يادگاران بي پيرايه نياكان اين مردم نمايش« توره» است . توره روايتگر بخشي از هويت و زندگي اين مردم است. توره زبان توده ­ها بوده زبان مردم ، مردم به ستوه آمده از نامهرباني­هاي روزگار، توره بي پيرايه بود و به زبان خود مردم با واژه­هاي پرمغز و نيش­دار كه توسط مردماني از جنس خودشان اجرا مي­شد.

استاد محمدرضا درويش درباره­ي نمايش « توره » مي­نويسد:

« در فرهنگ كرمانجي شمال خراسان   توره به معناي نمايش و سياه بازي است. توره نمايش­هاي طنزآلود و توام با موسيقي بود كه در گذشته در دو موقعيت مختلف اجرا مي­شد. يكي در نورز وديگري در عروسي»(6)

 توره يكي از انواع نمايش­هاي آييني است كه به رغم گذشت ساليان متمادي همچنان در برخي مناطق به يادگار باقي مانده است.

اسماعيل حسين پور در مقاله­اي با عنوان « توره  نمايش از ياد رفته » در هفته نامه­ي اترك مي­نويسد: 

« توره به خاطر حركات موزون و اجراي موسيقي و نزديكي به زبان مخاطبان اثرگذارترين هنرهاي فراموش شده در شمال خراسان است كه بامرگ كهنسالِ مردان ِ عاشق به فراموشي سپرده شده است و امروز به ندرت در برخي مناطق روستايي اجرا مي­شود».(7)

عليرضا صمدي گفت وگو با روزنامه قدس  درباره توره مي­گويد:

« توره به مراسمي گفته مي­شود كه در گذشته نه چندان دور ( تا همين سي سال گذشته) در مجالس شادي از جمله عروسي و اندكي قبل از آن در مراسم « خان بازي» و «ميرنوروزي» توره و  عده­اي نوازنده كه به آنها عاشق گفته مي­شده در شمال خراسان اجرا مي­گرديد و بين كرمانج ها رايج بوده است».(8)

در مجموع مي­توان گفت توره ، ريشه در باور فرهنگ اين مردم دارد. از پرمغزترين نمايش­هاي آييني كه متاسفانه امروز به دلايل گوناگون در حال خاموشي و فراموشي است.

الف: موضوع « توره »

موضوع نمايش توره جداي از زندگي مردم نيست. در آن روزگاران كه بزرگان هيچ انتقادي را نمي­پذيرفتند و هرچه مي­خواستند بر سر رعيت مي­آوردند، مردم نخواستند تنها خيره در حكم خان و حاكم باشند چون چشمه­اي كه از درون صخره­اي راهي به بيرون مي­يابد،‌ با بهره­گيري از هنر فاخر نمايش آييني و در قالب « توره » حرف­هاي خود را به خان و حاكم مي­رساندند، ‌عميق­ترين مفاهيم از طريق اين نمايش­هاي بي پيرايه به مردم منتقل  مي­شد و چون دارای درونمايه طنز وكنايه بود كمتر بر آشفتگي خان و حاكم و ديگر  مخاطبان را در پي داشت و بيش از همه مردم از اين هنرنمايي لذت مي­بردند و اساتيد اجرا كننده­ي توره كه باز هم « عاشق­ها» بودند با تبحري در خور تحسين انبوهي دل را، با خود همراه مي­كردند.

مولف كتاب « از ميان سرودها وسكوتها» با تكيه بر پژوهش­هاي ارزنده­ي استاد كليم­ا... توحدي در مورد موضوع توره آورده است.

« توره ،متن از قبل آماده شده نداشت  و سرپرست گروه ، بنا به موقعيت مجلس و حال و هواي آن، موضوعي را انتخاب ونقش هر يك از اعضاي گروه را مشخص مي­كرد.

محتواي نمايش­هاي توره عموماً انتقادي و طنزآميز و بينش­هاي نهفته  در آن بيشتر متوجه بزرگان ايل و خوانين بود. تنها كسي كه از گزند طنزها و هجوهاي عاشق­ها در امان مي­ماند، ايلخاني بود. توره­ها فقط مردم را سرگرم نمي­كردند‌، بلكه با طنزهاي خود و انتقاد از رفتار، كردار و گفتار قدرت مندان و تشويق رفتارها و گفتارهاي پسنديده، مردم را هدايت مي­كرند.»(9)

همراهي موسيقي با اجراي نمايش توره آن را دلنشين مي­كند. در توره قصه­هاي غم و شادي ،  اميد و حسرتِ مردم­داري و مظلوم ياوري ،‌جوانمردي و نيك رفتاري، دستگيري بي پناهان و ... همه در قالب نمايش ارائه مي­شود و تلنگري است به ذهن همه­ي آدمياني كه بي غم و شادند تا ديگران را دريابند.

عليرضا صمدي هم در مورد موضوع نمايش توره بر اين باور است كه:

«ساخت توره براساس بداهه پردازي بوده و موضوع آنها درقالب نمايش­هاي شادي­آور جاي مي­گيرد و جالب­تر اينكه در ميان اين توره­ها گاهي موضوعات انتقادي و هجو اشخاص نيز ديده مي­شده است.

از توره­هاي معروف كه هر روستايي كهنسال آن را به ياد دارد مي­توان از توره بُقُر ( مرد چاق) توره توقر و ّبيار ( نوكر و  ارباب) نام برد».(10)

در مجموع مي­توان گفت نمايش  توره طنز و انتقاد بود و موسيقي نقش فضاسازي را در هنگام نمايش برعهده داشت است. براي توضيح بيشتر درونمايه توره ،در قالب توره نوروزي و توره عروسي، بيشتر به موضوع پرداخته مي­شود.

ب: شكل اجراي توره

اجراي نمايش توره بستگي به شرايط و موقعيت داشته است. علي عاقل  واسماعيل حسين پور در مقاله­ي «عروسي كردهاي خراسان» كه در ماهنامه « مهاباد» به چاپ رسيده است بر اين باورند كه بيشتر توره­ها در عروسي­ها اجرا مي­شده است و نوشته­اند:

« حضور انبوه مردم در عروسي باعث مي­شود عاشق ها (نوازندگان محلی) به اجراي ديگري در كنار موسيقي روي آورند اجراي توره كه نوعي نمايش طنرآميز است توره ،توسط  عاشق­ها اجرا مي­شد.»(11)

ولي استاد كليم ا... توحدي معتقدند علاوه بر توره عروسي، توره­ي نوروزي نیز، در شمال خراسان رايج بوده است توره­ي نوروزي ،در روزهای پايان اسفند و همزمان با رستاخيز خاك ،و رویش سبزه­ها ،روحي ديگر به مردم چشم انتظار بهار مي­داد كه به تفصيل به اين دو شكل اجرا در نوروز و عروسي پرداخته مي­شود.

توره­ي نوروزي:

اجراي توره نوروزي پيش از آمدن عيد نوروز و پس از آن ، علاوه بر ايجاد زمينه­ي لازم براي شادماني مردم ، يك هدف و كاركرد بسيار مثبت داشته است و آن يادآوري ضرورتِ کمک به نيازمندان و مستمندان بوده است تا افراد دارا و ثروتمند بدانند،  که در همسايگي شان چه چشم ­هايي که منتظر ياری گران هستند و هنرمندان توره باز، با ژرف­نگري كه داشتند و با كنايه گويي های طنز خود ، از سويي ، با نكوهش افراد خسيس آنان را براي كمك به همنوعان مسكين خود بر  مي­انگيختند.

آنچه مربوط به توره­ي نوروز مي­آيد برگرفته­ازكتاب ارزشمند «از ميان  سرودها و سكوت­ها »است:

« شمال خراسان در روزهاي آخر اسفندماه شاهد توره بازی بود . در این روزها که نزدیک بهارو سال نو است مردم ایل ، تمایل بیشتری به شادي و نشاط داشتند. توره هاي نوروزي حاوي طنز بود و مجريان توره، مردم عادي، ايل بودند. دو یا چند نفر توره مي­شدند و ضمن اجراي نمايش كوچه به كوچه و خانه به خانه حركت مي­كردند و مردم نيز به دنبال آن­ها روان بودند.  بر در هر خانه يا سياه چادري كه توره اجرا مي­شد، صاحب آن ، هدايايي مانند شيريني،‌ ميوه­هاي خشك شده ( برگه زردآلو، گردو و ...) و تخم مرغ و ... به توره­ها تقديم مي­كرد.

مردم نيز غالباً با رقص­هاي دسته جمعي توره­ها را همراهي و تشويق مي­كردند . توره­هاي نوروزی، در ميان ايل  نشينان كرد شمال خراسان به اعتباري ، در حكمِ آئين نوروز خواني بود و مجريان آن ،‌ در حكمِ نوروز خوانان و پيام­آورانِ بهار بودند كه با طنز و شادي آمدن بهار را وعده مي­دادند.»(12)

اجراي نمايش توره پيش و پس از سال نو ،گره زدن دو سال ،با لبخند به يكديگر بود. توره باعث   مي­شد حس نوعدوستي در وجود فرد زنده شود اگر سال قبل نتوانسته به ياري مردم بشتابد در سال جديد بتواند انسان اثرگذاري باشد. افشانده شدن بذر شادي دردل مردم آبادي توسط توره بازها نويد سالي لبريز لبخند و خوبی و  خاطره براي مردمي بوده است كه با صداقت  و پاكي بر زندگي لبخند مي­زده­اند و با همه­ي نداشتن­ها حرمت عشق و محبت را به زيبايي حفظ مي­كرده­اند.

توره­ي عروسي:

در توره عروسي عاشق­ها نقش آفرينان اصلی هستند. « توره عروسي ،توسط عاشق­ها اجرا مي­شد عاشق­ها قديمي­ترين واصلي­ترين هنرمندان شمال خراسان هستند كه سازهايي چون سرنا،‌ دهل،

قشمه، كمانچه و دايره مي­نواختند و از رقصندگان بنام شمال خراسان نيز محسوب مي­شدند.

در قديم، هنرمندان ( اعم از عاشق، بخشي يا لوطي) از پرداخت ماليات معاف بودند اما تنها گروهي كه حق انتقاد داشتند و مجازات نمی شدند، عاشق ها و لوطي­ها بودند.

متن نمايش توره حاوي طنز و انتقاد بود كه توام با موسيقي به شكل محاوره و گفت گو ميان اجراكنندگان خوانده مي­شد و موسيقي، نقش فضاسازي را در طول نمايش به عهده داشت. نوازندگان در كنار صحنه مي­نشستند و بنا به موقعيت قطعاتي را اجرا  مي­كردند. به ندرت ممكن بود كه در توره، آواز خوانده شود. به طور كلي خواندن آواز از وظايف عاشق­ها نبود.

توره­ي عروسي معمولاً در عروسي­هاي با شكوه اجرا مي­شد زمان اجراي آن حدود نيمه شب ( به عنوان تنفسي در بين رقص­ها ) يا در ظهر روزي كه عروسي به خانه داماد برده مي­شد و قبل از صرف نهار بود. عاشق­ها به جز اجراي موسيقي نمايش هر كدام نقشي را كه توسط سرپرست گروه به  عهده­ي آنها گذاشته مي­شد اجرا مي­كردند.توره فاقد متن از پيش آماده شده بود وسرپرست گروه بنا به موقعيت مجلس و حال وهواي آن موضوعي را انتخاب و نقش هر يك از اعضا را مشخص   مي­كرد.

محتواي نمايش توره عموماً انتقادي و طنز گونه بود. بينش­هاي نهفته در طنزهاي توره بيشتر متوجه بزرگان ایل و خوانین بود كه ثروت زيادي داشتند، اما خسيس بودند و به تهي­دستان كمك    نمي­كردند، به مردم زور مي­گفتند و اخلاق نیک انساني و اجتماعي را به درستي رعايت نمي­كردند.

 با هر گفتار  (نيشي ) كه توره­ها در قالب طنز بيان مي­كردند فريادشان و قهقهه­ي مردم به هوا بر  مي­خاست.فردي كه هدف توره­ها قرار مي­گرفت معمولاً به نام خوانده نمي­شد.اين شخص اگر حضور داشت معمولاً مجلس را ترك مي­گفت و در غير اين صورت نام او توسط عاشق­ها اعلام مي­شد. توره فقط مردم را سرگرم نمي­كرد بلكه با طنزهاي خود و انتقاد از رفتار، كردار وگفتار زورگويان و تشويق رفتارها و گفتارهاي پسنديده مردم را هدايت مي­كردند. اكنون توره­هاي سرشناس شمال خراسان از ميان ما رفته­اند. اين هنرمندان گمنام با رفتن خود يك سنت ديرينه، ممتاز و منحصر به فرد را به زير خاك  برده­اند »(13)

هنرمندان توره باز، از محيط ، براي اثرگذاري بيشتر بر بيننده استفاده مي­كردند. آقاي عليرضا صمدي در اين خصوص مي­گويند:

« توره بازها از آنچه كه در دست داشتند به عنوان ابزار و صحنه استفاده مي­كردند. مثلاً از پالان چارپایان به جاي صندلي يا حتي تخت سلطنت  و براي گريم از زغال و آرد استفاده مي­كردند. اغراق در پوشيدن لباس يكي از ترفندهاي توره بازان براي خندانيدن بيشتر تماشاگران  بوده به طوري كه در توره« بُقُر» اگر توره باز چاق بود، باز هم با  گذاشتن متكا بر شكم و پشت او و پوشانيدن لباس گشاد او را چاق­تر از حد معمول نشان مي­دادند.»(14)

معروفترين استاد توره باز مي­توان از مرحوم حضرت قلي  نام برد. از ديگر كساني كه در اجاي توره سرآمد بودند مي­توان به« حسينعلي عزيزی»،« آتو عاشق»،« نياز علي صحرا روشن»،« رمضان علي عزيزي» اشاره كرد كه همه اين هنرمندان دار فاني را وداع گفته­اند ولي هنوز« نایبعلي صحرا روشن» فرزند مرحوم« نياز علي» به همراه «شيرويه» و «حجي عاشق» توان اجراي توره بازی را دارند.

 

پايان سخن:

پاسداشت يادگار نياكان، بخشي از هويت و تاريخ ماست. دو نمايش « اسب چوبي» و « توره» بازتابي از زندگي ، افكار و اميد و آرمانهاي اجداد ما بوده­اند كه در آن عصر، بي رسانه  بودند به زيبايي توانسته بودند مخاطبان زيادي را گرد خويش جمع آورند.

سرنوشت غم انگيز دلدادگان هنر و موسيقي اين ملك ،چيزي است كه از ديده ها پنهان نيست، بسياري از اين هنرمندان كه عمري بار سنگينِ بخشي از فرهنگ و هنر این مردم را غمگنانه بر دوش كشيده­اند که در نهايت فقر و تنگدستي جان سپرده­اند و برخی از بازماندگان این هنر ، افتخارآفرينانِ ديروز و امروز ، با مرارت روزگار را سپري مي­كنند.

بي توجهي به آنها و هنرشان در ابتدا ريشه در عدم شناخت دقيق از آنها وهنرشان دارد. اگر امروز برخي عاشق­ها در نگاه برخي ،مطربان بي درد هستند چنين نيست، اينها روايت گران ِراستينِ بزم و رزم و حماسه­ها و مهرورزي­هایِ شيرين ديروزند.

در مجموع به منظور حفظ و احياي اين دو نمايش اثرگذار موراد ذيل پيشنهاد مي­گردد.

1-         شناسايي هنرمندان توانمند در اجراي نمايش­هاي اسب چوبي و توره

2-         مستندسازي تصويری از هنرنمايي اين هنرمندان و توجه بيشتر رسانه­ها نظير صدا  و سيما و مطبوعات وسايت­ها براي  هنرمندان

3-         تلاش براي رفع تنگناهاي مالي هنرمندان و رفع دغدغه­هاي­ شان به منظور هنرنمائي مطلوب

4-         جهت دهي به هنرمندان به منظور پرداختن به سوژه­هاي اجتماعي امروزي

5-         تحليل محتواي توره­هاي پیشینِ هنرمندان و تاثيرآنها از نگاه مردم شناسي

6-         برگزاري همايش و نشست­هاي تخصصي­تر با موضوع نمايش­هاي آييني به خصوص اسب چوبي و توره

7-         ارائه راهنمايي به دانشجويان استان به منظور تحقيق علمي در قالب پايان نامه­ها در مورد هنرنمايش و معرفي اسب چوبي و توره

8-         ثبت اين دو اثر در ليست آثار معنوي از سوي مسئوولان

9-         تشويق هنرمندان به اجراي نمايش­ها در عروسي­ها و مناسبت­ها و اعياد و حمايت مسئولان از اين امر

10-    ايجاد فضاي مناسب به منظور هنرنمايي توره بازها در قالب نمايش­هاي خياباني

11-    برگزاري جشنواره ساليانه توره بازي و اسب چوبي

12-    تجليل از پيشكسوتان هنرهاي نمايشی به خصوص دو نمايش ارزنده مذکور

اميد است با تلاش ستودني دلدادگانِ فرهنگ­هايِ  بومي، شاهد روزهاي روشني براي فرهنگ و هنر

 كشورمان باشيم. به قول اقبال لاهوري :

گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان         *****             هزار باده  ناخورده در رگ تاک است هنوز

 

 

نوشته:

اسماعيل حسين پور،كارشناس ارشد زبان وادبيات فارسي

سهراب قديمي،دانشجوي كارشناسي ارشد زبان وادبيات فارسي

 

منـابع:

1- توحدي، كليم ا...، معرفي نمايش­هاي آييني، و بلاگ شخصي استاد كليم ا... توحدي

2- درويشي،‌محمدرضا، از ميان سرودها و سكوت­ها، موسسه ماهور، چاپ اول، 1380 تهران، ص158

3- صمدي، عليرضا، گفتگو با روزنامه قدس، خراسان‌، امروز، يكشنبه 17مرداد،‌1389، ص2

4-جاويد، هوشنگ،در سوگ استاد پورعيديان،‌روزنامه همشهري شنبه، 17/2/1383، ص هنر

5- درويشي، محمدرضا، از ميان سرودها و سكوتها، موسسه ماهور،‌چاپ اول 1380، تهران ص78

6- همان ص 260

7- حسين پور، اسماعيل، توره نمايش از ياد رفته،‌هفته نامه اترك شنبه 15ارديبهشت 1386،ص7

8- صمدي، عليرضا، روزنامه قدس... ص2

9- درويشي، محمدرضا، از ميان سرودها ... ص157

10- صمدي، عليرضا ، روزنامه قدس ، ص2

11- عاقل ، علي و ...، عروسي كردهاي خراسان، ماهنامه مهاباد، شماره 66، سال 1385، ص63

12- درويشي، محمدرضا، همان صص :76- 75

13- همان ص77

14- صمدي، عليرضا، همان ص2

 

 



تاريخ : سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ | 13:49 | نویسنده : اسماعیل حسین پور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.