تبليغاتX
باران ببار...
فرهنگی ،اجتماعی و ادبی
 



اخیرادرکاخ سعد آباد تهران به مناسبت هفته میراث فرهنگی شب فرهنگی استان هابرگزارشد.یک شب هم به خراسان شمالی وشهر شیروان وهنرمندانش اختصاص یافت.مردم زیادی به تماشا آمده بودند.نوازندگی ورقص چوب وحرکات موزون وخوانندگی هنرمندان شیروان به کاخ سعداباد شکوهی بخشیده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:32  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 

به یاد شهید بابامحمد ارگی


نسیم می وزید، بچه ها درسپیده دمی روشن گوش به تلاوت قرآن سپرده بودند.مهرماه 65بود وما سوم راهنمایی بودیم.درمیان شوق شیرین بچه ها برای درس ومدرسه راهی کلاس شدیم. ازپله ها که بالا رفتیم اولین کلاس روبروی پله ها کلاس ما بود.بچه ها دنبال میز خالی می گشتند.من وصولت براتزاده وبابامحمد ارگی هم دریک میز نشستیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:34  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 


وبلاگ استاد علیرضا سپاهی لایین به روز شد.علیرضای عزیز ازیکم مرداد ماه۱۳۹۰ وبلاگش رابه روز نکرده بود.حضور سبز وباشکوه شاعر بلند آوازه ی دیارمان راشادباش عرض نموده وتوفیق روز افزون این عزیز رااز درگاه حضرت دوست خواستارم.

http://sandifal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:23  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 

برای خلیج فارس


نامت را حک خواهم کرد بر کتیبه ای به شکوه نامت

وبرای هر"همسایه ات"

که "تاریخ" شان کمتراز فراز وفرود یک موج توست کتیبه ای خواهم فرستاد

حتی برای دشمنانت

تاعرق شرم برپیشانی آنانی بنشیند

که " مرجان" هایت چشمشان را خیره کرده

بی آن که خشم مقدس"نهنگان" ات رادیده باشند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:17  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 

 

اسماعیل حسن‏پور

برگزیدهء هشتیمن دورهء مسابقهء قلم معلم

مجله رشد معلم ،اردیبهشت۱۳۷۹،شماره ۱۵۰

در سایه‏سار خاطرات دیروز نشسته و صحیفهء دلم را ورق می‏زنم.از میان مزارع‏ سرسبز عصمت،سبزترین واژه‏ها را می‏چینم و در حریری از عاطفه می‏پیچم و نثار وجود بهاری می‏کنم که زمین لبخند آفتابی‏اش را از بام دستان روشن او به یادگار دارد.او زلال جویبار جاری در دشت‏ شرافت است؛او پلی است بی«خاک»و «خدا».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:5  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 

 

چشم های زلال کودکیم راگم کرده ام.چشم های پاک آسمانی را، چشم های خیره درمهتاب وآب وخدا را.چشم هایی که از هزارچشمه بارانی تربودند،چشم هایی که آسمان رابیش از زمین دوست داشتند.

چشم هایم راگم کرده ام،چشم هایم دیریست به خانه نیامده اند.هنوزدرمیان کوچه های آبادی، درمیان تنهایی دل یک "بخشی"،درمیان عطر گل های کوهستان میهمان اند.دیریست به دنبال چشمهایم آواره ام ونمی یابمشان.درد بزرگی است چشمانت با دلت همدست شوند وتوراتنها بگذارند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 11:40  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 


آموزش و پرورش در هر کشوري زيربناي ترقي و پيشرفت و فرهنگ است و روح حيات بخشي است که جامعه را جان مي بخشد تا با بنيان نهادن فکر و انديشه و آباداني، عزت و سربلندي را براي آن جامعه به ارمغان آورد. يکي از دغدغه هاي جدي آموزش و پرورش در کشور ما افت تحصيلي است؛ موضوعي که هر از چند گاهي مطرح و با تأييد و تکذيب هاي فراواني رو به رو مي شود. بايد پذيرفت که علاوه بر مدرسه، عوامل ديگري نيز بر افت تحصيلي اثرگذار است و انگشت اتهام فقط به سوي آموزش و پرورش رفتن نوعي فرافکني است.خراسان شمالي، با پراکندگي روستاها، وجود کلاس هاي مختلط و چند پايه، تنوع اقوام و گوناگوني زبان ها، بي شک داراي مقياس هايي متفاوت با پايتخت درباره افت تحصيلي است و نمي توان عوامل اثرگذار بر افت تحصيلي دانش آموزان شهر تهران را به خراسان شمالي تعميم داد؛ هر چند در بسياري موارد، اشتراک هايي نيز وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 23:48  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 


ایرانیان هرسال بنا برسنتی دیرین درروز13فروردین راهی دشت وصحرا می شوند چراکه نیک می دانند طبیعت کتاب پرحکمت خداوند است.یادگارومیراث دیروزیان که امروز به مارسیده است.دراین روز مردم با الهام ازفرخنده کار نیاکان خردورز خود سبزه ی سفره ی هفت سین شان رابه دشت می برند.یعنی بیاموزیم که باید طراوت رابه طبیعت هدیه کنیم ومیراث دار این آب وخاک باشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 0:0  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 


زمین دررویشی دوباره راز لبخند برلبی اش رانثارزمینیان می کند.پرنده ها بال گستر آسمان شده اند واز آن اوج سرمست از طراوت زمین اند.خاک وخاطره خداخوان شده اند و اسفند واپسین نگاهش راازدیدگان پنهان می کند.زمستان می رودباهمه تازیانه زدن هایش برگونه ی روزها وروزگار.زمستان می رود باهمه ی روسپیدی وسیاه دلی اش.باهمه ی گندم نمای جوفروشی اش.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 2:35  توسط اسماعیل حسین پور  | 

 


لحظاتی پیش شاعرنامدار دیارمان ، علیرضا سپاهی لایین به آغوش خانواده برگشت. سپاهی لایین از۸ مرداد تاکنون خانه اش راندیده است، خیلی ها اورا ندیده اند. پیش از بهار او آمد،یعنی بهارمان آمده است. یعنی خواب هایمان خوب تعبیر می شود. یعنی دیگر "هیوا"، "زیلان" و"سویدا" لبخند برلب دارندو گلهای گلدان خانه ی سپاهی هم ستایشگر خدایند وشادمان ازاین حضور سبزوپرشکوه.

نوروز برشما وبرعلیرضاسپاهی لایین و خانواده ی ارجمندش مبارک باد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 15:58  توسط اسماعیل حسین پور  |